۸ نتیجه برای مردان
دکتر سید محمدرضا ربانی، دکتر علی موسویزاده،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۵ )
چکیده
چکیده:
مقدمه و هدف: آزواسپرمی به معنی فقدان اسپرماتوزوئید در مایع منی میباشد که ممکن است در اثر اختلالات هورمونی یا مشکلات منجر به تولید اسپرماتوزوئید و یـــــا در اثر انسداد در مجاری تخلیه کننده منی به وجود آید. هدف از این مطالعه تعیین علل آزواسپرمی در مراجعین به درمانگاه ارولوژی میباشد.
مواد و روشها: این یک مطالعه توصیفی ـ مقطعی بوده که جامعه آمــــاری آن شــامل مردانی بود کــه به علت ناباروری از خرداد ۱۳۸۳ لغایت خرداد ۱۳۸۵ به درمانگاه ارولوژی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج مراجعه نموده بودند. نمونه آماری ۱۷۲ مرد بـــود کــــه حداقـــل در دو آزمــــایش متوالی مایع منی، آزواسپرمی نشان دادند. مطالعه به صورت آیندهنگر صورت گرفت و از ابتدا برای هر بیمار پروندهای تشکیل گردید که تا تشخیص علت آزواسپرمی اطلاعات در آن ثبت میشد. بررسیها شامل؛ گرفتن شرح حال، معاینه فیزیکی، آزمایشهای هورمونی، وازوگرافی، انجام بیوپسی و در بعضی موارد آزمایشهای ژنتیکی بوده است. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS و شاخصهای توصیفی و آزمون مجذور کای تحلیل گردید.
یافته ها: از ۸۴۲ مرد نابارور مراجعه کننده، ۱۷۲ مــــورد (۴/۲۰ درصد) مبتلا بــــه آزواسپرمی بودند. آزواسپرمـــی انسدادی در ۲۸ نفــــر (۳/۱۶ درصد) و آزواسپرمــــی غیرانسدادی در ۱۴۴ نفر (۷/۸۳ درصد) تشخیص داده شد. علل آزواسپرمی غیرانسدادی به ترتیب؛ علل ناشناخته ۶۸ نفر(۵۳/۳۹ درصد)، آتروفی بیضههـــا ۴۰ نفر (۲۵/۲۳ درصد)، سرتولی سل تنها ۳۴ نفر(۷۶/۱۹ درصد)، بیضههای پایین نیامده ۲۸ نفر(۲۷/۱۶درصد) و به دنبال شیمی درمانی در ۲ نفر(۱۶/۱درصد) بودند. علل آزواسپرمی انسدادی نیز به ترتیب؛ ۲۴ نفر (۸۶ درصد) انسداد در اپیدیدیم یا مجرای منیبر و ۴ نفر (۱۴ درصد) فقــــدان مادرزادی دو طرفه مجرای منیبر بوده است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که یک پنجم از مردان نابارور مبتلا به آزواسپرمی هستند و شایعترین علل آن، انواع غیرانسدادی آزواسپرمی هستند.
واژههای کلیدی: آزواسپرمی انسدادی، آزواسپرمی غیرانسدادی، ناباروری مردان
امین محمدی دمیه، علی خواجه لندی، افشین رستمی، عزتالله اسدی،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه و هدف: ویسفاتین یک آدیپوکین تازه کشف شده است که با چاقی افزایش مییابد. به روشنی مشخص نیست که تمرینهای قدرتی و استقامتی میتوانند با تغییر توده چربی و سطح چربیهای خون در کاهش غلظت ویسفاتین پلاسما مؤثر باشند. هدف از این مطالعه مقایسه اثرات ۸ هفته تمرین قدرتی و استقامتی بر سطح ویسفاتین پلاسما در مردان میانسال بود.
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش کارآزمایی بالینی است که در سال ۱۳۸۸ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران انجام شد. تعداد ۲۸ مرد میانسال سالم با میانگین سنی ۷/۴±۳/۳۸ سال و قد ۹/۵±۵/۱۷۳ سانتیمتر و شاخص توده بدنی ۹/۲±۹/۲۵ کیلوگرم بر متر مربع به عنوان آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی به ۳ گروه کنترل(۱۰ نفر)، گروه تمرینهای قدرتی(۹ نفر) و گروه تمرینهای استقامتی(۹ نفر) تقسیم شدند. تمرینهای قدرتی به مدت ۸ هفته با ۸۰ ـ ۶۵ درصد یک تکرار بیشینه، ۱۲ـ ۸ تکرار، ۴ ـ۲ نوبت و ۳ جلسه در هفته انجام شد. تمرینهای استقامتی نیز به مدت ۸ هفته با شدت۸۰ ـ ۶۵ درصد ضربان قلب بیشینه، به مدت ۳۴ ـ۲۰ دقیقه و ۳ جلسه در هفته صورت گرفت. دادههای جمعآوری شده به وسیله نرمافزار SPSS وآزمون آماری تی تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که ۸ هفته تمرینهای قدرتی و استقامتی موجب کاهش معنیدار درصد چربی، نسبت دور کمر به لگن و غلظت ویسفاتین پلاسما شد(۰۵/۰>p). از طرف دیگر حداکثر اکسیژن مصرفی پس از اعمال هر دو نوع شیوه تمرینی افزایش پیدا کرد که این افزایش نسبت به گروه کنترل نیز معنیدار بود(۰۱/۰> p)، علاوه بر این، ارتباط معنیداری بین سطح اولیه ویسفاتین با درصد چربی و سطح تریگلیسرید مشاهده شد(۰۵/۰>p).
نتیجهگیری: به طور کلی میتوان عنوان کرد که ۸ هفته تمرینات قدرتی و استقامتی به واسطه کاهش توده چربی موجب کاهش غلظت ویسفاتین پلاسما در مردان میانسال میشوند.
امین محمدی دمیه، علی خواجه لندی، افشین رستمی، عزتالله اسدی،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه و هدف: ویسفاتین یک آدیپوکین تازه کشف شده است که با چاقی افزایش مییابد. به روشنی مشخص نیست که تمرینهای قدرتی و استقامتی میتوانند با تغییر توده چربی و سطح چربیهای خون در کاهش غلظت ویسفاتین پلاسما مؤثر باشند. هدف از این مطالعه مقایسه اثرات ۸ هفته تمرین قدرتی و استقامتی بر سطح ویسفاتین پلاسما در مردان میانسال بود.
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش کارآزمایی بالینی است که در سال ۱۳۸۸ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران انجام شد. تعداد ۲۸ مرد میانسال سالم با میانگین سنی ۷/۴±۳/۳۸ سال و قد ۹/۵±۵/۱۷۳ سانتیمتر و شاخص توده بدنی ۹/۲±۹/۲۵ کیلوگرم بر متر مربع به عنوان آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی به ۳ گروه کنترل(۱۰ نفر)، گروه تمرینهای قدرتی(۹ نفر) و گروه تمرینهای استقامتی(۹ نفر) تقسیم شدند. تمرینهای قدرتی به مدت ۸ هفته با ۸۰ ـ ۶۵ درصد یک تکرار بیشینه، ۱۲ـ ۸ تکرار، ۴ ـ۲ نوبت و ۳ جلسه در هفته انجام شد. تمرینهای استقامتی نیز به مدت ۸ هفته با شدت۸۰ ـ ۶۵ درصد ضربان قلب بیشینه، به مدت ۳۴ ـ۲۰ دقیقه و ۳ جلسه در هفته صورت گرفت. دادههای جمعآوری شده به وسیله نرمافزار SPSS وآزمون آماری تی تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که ۸ هفته تمرینهای قدرتی و استقامتی موجب کاهش معنیدار درصد چربی، نسبت دور کمر به لگن و غلظت ویسفاتین پلاسما شد(۰۵/۰>p). از طرف دیگر حداکثر اکسیژن مصرفی پس از اعمال هر دو نوع شیوه تمرینی افزایش پیدا کرد که این افزایش نسبت به گروه کنترل نیز معنیدار بود(۰۱/۰> p)، علاوه بر این، ارتباط معنیداری بین سطح اولیه ویسفاتین با درصد چربی و سطح تریگلیسرید مشاهده شد(۰۵/۰>p).
نتیجهگیری: به طور کلی میتوان عنوان کرد که ۸ هفته تمرینات قدرتی و استقامتی به واسطه کاهش توده چربی موجب کاهش غلظت ویسفاتین پلاسما در مردان میانسال میشوند.
حلیمه عنایت، سید یوسف پنجه بند،
دوره ۲۰، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده:
زمینه و هدف: افزایش نرخ طلاق در جامعه ایران و پیامدهای ناشی از آن، ضرورت انجام این مطالعه را موجب شده است. هدف از این مطالعه تبیین بسترها و پیامدهای اختلالات جنسی در فرآیند طلاق از منظر مردان دارای تجربه طلاق در ایران بوده است.
روش بررسی: این پژوهش با روش شناسی کیفی و به شیوه نظریه زمینهای در سال ۹۴ـ۹۳ در شهرستان گچساران انجام شده است. مشارکت کنندگان این تحقیق ۱۴مرد طلاق داده بودند که به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها به طریق مصاحبه عمیق جمعآوری و با استفاده از مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: پس از تحلیل و کدگذاری داده ها بر اساس رویکرد گراندد تئوری استراوس و کوربین، ۳۰ مفهوم، ۹ خرده مقوله، ۴ مقوله اصلی و یک مقوله هسته تحت عنوان «مسائل جنسی بستر دیگر آسیب های اجتماعی در خانواده» استخراج گردید.
نتیجهگیری: بر اساس روایت مشارکت کنندگان: «ناکارآمدی در روابط جنسی مردان» به عنوان شرایط علی، عوامل فردی مانند: «بیماریهای جسمی، استرس روحی، و تفاوت سنی زیاد زن و شوهر» به عنوان شرایط زمینه ای، و عوامل اجتماعی مانند: «فرهنگ استفاده از مواد برای انجام یک رابطه سکس رضایتبخش و سهولت دسترسی به جنس مخالف خارج از چارچوب خانواده» به عنوان شرایط مداخله گر موجب اختلال در رابطه سکس آنها شده است. روایت مردان مشارکت کننده تحقیق نشان میدهد که اختلال در روابط جنسی آنها، زمینه دیگر آسیبهای اجتماعی مثل مصرف مواد مخدر، خشونت خانگی و خیانت زناشویی را در خانواده آنها فراهم کرده و این آسیبها خود نیز موجب تشدید اختلال در روابط جنسی آنها شده است.
بهلول قربانیان، یوسف صابری،
دوره ۲۱، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: ائوتاکسین آدیپوکاین پیش التهابی مترشحه از بافت چربی است که ترشح آن در اثر چاقی افزایش مییابد و همچنین نقش بارزی در پاتوژنز ابتلا به آسم دارد. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی فزاینده بر سطوح سرمیائوتاکسین، شاخص مقاومت انسولینی، لیپوپروتئین غیرپرچگال(non-HDL-c) و برخی متغیرهای فیزیولوژیکی در مردان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کاربردی و به روش نیمه تجربی بود. در این مطالعه ۲۰ آزمودنی مرد دارای اضافه وزن و چاق به صورت آزمودنیهای در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه کنترل(۱۰ نفر) و تمرین (۱۰ نفر) قرار گرفتند. پروتکل تمرین مقاومتی به مدت هشت هفته (چهار جلسه در هفته، شصت دقیقه در هرجلسه) اجرا شد. نمونههای خونی آزمودنیها قبل از شروع تمرین و چهل و هشت ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، جهت ارزیابی متغیرهای مورد نظر گرفته شد. سنجش ائوتاکسین سرم به وسیله روش الایزای ساندیچی به وسیله کیت ویژه ساخت شرکت زلبایو کشورآلمان اندازهگیری شد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از آزمون آماری تی وابسته و مستقل و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد بعد از هشت هفته تمرین مقاومتی فزآینده در گروه تجربی تغییرات مقدار ائوتاکسین سرم در مقایسه با گروه شاهد معنیدار نبود(۶۵/۰=p)، اما مقادیر non-HDL-c (۰۲۴/۰=p) ، تریگلیسرید (۰۱۷/۰=p) و کلسترول تام (۰۳۲/۰=p) کاهش معنیدار داشتهاند (۰۵/۰>p). تغییرات در بقیه متغیرها از جمله شاخص مقاومت انسولینی، وزن بدن، درصد چربی بدن، شاخص توده بدنی، نسبت دور کمر به لگن و حداکثر اکسیژن مصرفی معنیدار نبود(۰۵/۰<p). نتایج تی وابسته نیز نشان داد در گروه تجربی در اثر مداخله تمرین تغییرات تمام متغیرها(به غیر از LDL، HDLو انسولین) معنیدار بود(۰۵/۰>p). همچنین در شرایط پایه، همبستگی بین ائوتاکسین با سایر متغیرها (بغیر از non-HDL-c) معنیدار نبود(۰۵/۰<p).
نتیجهگیری: به نظر میرسد هشت هفته تمرین مقاومتی فزاینده نمیتواند تأثیر معنیداری بر ائوتاکسین و مقاومت انسولینی داشته باشد. هرچند که باعث کاهش معنیدار لیپوپروتئین غیرپرچگال، تری گلسیرید و کلسترول به عنوان ریسک فاکتورهای قلبی ـ عروقی شد. احتمالاً انجام این تمرینها با شدت و حجم بالا کارساز باشد؛ موضوعی که نیاز به مطالعه بیشتر دارد.
سیدیوسف پنجه بند، حلیمه عنایت،
دوره ۲۱، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۹۵ )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: افزایش پدیده رابطه فرا زناشویی در جامعه، با خود پیامدهای متعددی به همراه داشته است، یکی از پیامدهای آن تزلزل بنیان خانواده و از هم گسیختگی سلولهای اجتماعی (خانواده ها) است. هدف از این مطالعه تبیین فرآیند شکلگیری رابطه فرا زناشویی از منظر مردان بود.
روش بررسی: روش تحقیق این مطالعه، نظریه زمینهای است. ۱۶ مرد، با شیوه نمونهگیری هدفمند، به عنوان مشارکت کننده در شهرستان گچساران انتخاب شدند. دادههای مطالعه از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختار یافته، جمعآوری شده و با توجه به مراحل سه گانه کدگذاری«باز، محوری و انتخابی» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافتهها: یافتههای مطالعه در قالب ۳ مقوله اصلی؛ رابطه نامتناسب عاطفی ـ جنسی مردان با زنان، ساختار فرهنگی ـ اجتماعی مستعد کننده نارضایتی جنسی مردان با زنان و معیارهای نادرست انتخاب همسر بودند و ۱ مقوله هسته تحت عنوان رابطه «فرازناشویی، اعتراض پنهان» خلق گردید.
نتیجهگیری: روایت مردان مشارکت کننده نشان دهنده آن است که انتخاب همسر آنها به دلیل«بیکار بودن، بالا بودن سن دختر، فرار دختر از جو خانه پدری، مطلقه بودن زن، و بیوه بودن مرد» از روی اجبار بوده است، همچنین «شاغل بودن زن و فشار میل جنسی» نیز موجب ابزاری بودن انتخاب آنها شده است. در اغلب این ازدواجها مردها تفاوت سنی بسیار زیادی با زنان خود داشتهاند، و از ابتدا بین آنها عشق و علاقه ای نبوده است. غالب بودن جو سرد و بیتفاوتی بر محیط خانواده و روابط زناشویی آنها، موجب شده که آنها نتوانند از عهده برآوردن نیازهای عاطفی ـ جنسی همدیگر برآیند. علاوه بر این، فرهنگ شرم و حیای غالب بر اغلب خانوادههای ایرانی، موجب شده تا صحبت از رابطه جنسی و کیفیت آن نه تنها در محیطهای عمومی مانند مدرسه، دانشگاه، صدا و سیما مورد اغفال قرار گیرد، بلکه در خانوادهها و حتی بین زن و شوهرها نیز به عنوان یک «تابو» به حساب آید و زنان و مردان نتوانند نیازها و تقاضاهای واقعی خود را درباره کیفیت رابطه جنسی رضایتبخش با همدیگر در میان بگذارند. این وضعیت زمینه نارضایتی زناشویی را در زندگی آنها فراهم کرده است. در چنین وضعیتی، زنان با برقراری رابطه فرا زناشویی اعتراض خود را به شیوه پنهانی ابراز کردهاند.
فریده کیخسروی، سید علی حسینی، قباد حسن پور، مهدی نورا،
دوره ۲۴، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: دریافت کالری بالا و تحرک پایین منجر به افزایش وزن و بافت چربی میگردد. بافت چربی با ترشح برخی از آدیپوکینها از قبیل ویسفاتین و واسپین نقش مهمیدر مدیریت تعادل انرژی بر عهده دارد. هدف مطالعه حاضر تعیین و بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی بر پروتئین واکنش دهنده ـ C(CRP)، واسپین و ویسفاتین مردان غیر ورزشکار بود.
روش بررسی: در این مطالعه نیمهتجربی، ۳۰ نفر از دانشجویان پسر غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامیواحد مرودشت مورد بررسی قرار گرفتند. جهت اندازهگیری سطوح سرمیCRP، واسپین و ویسفاتین در پیشآزمون، ۷ سیسی خون از ناحیه آرنج راست تمامیآزمودنیها در محل آزمایشگاه گرفته شد، سپس آزمودنیها بر اساس توان هوازی به دو گروه تمرین هوازی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنیهای گروه تمرین هوازی به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت ۴۵ دقیقه تمرینات هوازی را با شدت ۵۰ تا ۶۰ درصد ضربان قلب ذخیرهای انجام دادند. گروه کنترل در این مدت فقط فعالیتهای روزمره خود را انجام میدادند. ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی مشابه با پیشآزمون ۷ سیسی خون از ناحیه آرنج راست آزمودنیها گرفته شد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از آزمونهای تی مستقل و وابسته تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: متعاقب هشت هفته تمرین هوازی CRP در گروه تمرین هوازی نسبت به گروه کنترل به طور معنیداری کاهش یافت (۰۱/۰=p)، همچنین واسپین به طور معنیداری افزایش یافت(۰۰۱/۰=p) با این وجود تفاوت معنیداری در تغییرات ویسفاتین متعاقب هشت هفته تمرین هوازی در گروههای تمرین هوازی و کنترل وجود نداشت(۱۸/۰ =p).
نتیجهگیری: به نظر میرسد هشت هفته تمرین هوازی دویدن با شدت ۵۰ تا ۶۰ درصد ضربان قلب ذخیرهای میتواند سطوح سرمی واسپین و CRP مردان غیر ورزشکار را بهبود بخشد.
رحمان سوری، محمد دارابی، کیا رنجبر، زهرا مصدق نیشابوری، اعظم رمضان خانی،
دوره ۲۴، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: در چاقی، آدیپوکاینهایی که از بافت چربی ترشح میشوند، التهاب ایجاد میکنند و باعث عوارض جانبی میشوند. در میان گستره وسیع آدیپوکاینها، آپلین به دلیل ارتباط با شاخصهای ترکیب بدن مانند؛ درصد چربی، شاخصهای التهابی و مقاومت به انسولین مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین و بررسی تأثیر تمرین ترکیبی(استقامتی و قدرتی) بر سطوح آپلین، اینترلوکین ـ۶ و پروتئین واکنشیـ Cدر مردان میانسال کمتحرک چاق بود.
روش بررسی: در یک مطالعه تجربی،۳۰ مرد ۴۸ تا ۶۰ سال با میانگین قد۵۱/۷±۴۳/۱۷۴ سانتیمتر، میانگین وزن ۲۶/۵±۵۳/۹۳ کیلوگرم و شاخص توده بدن ۸۱/۰±۸۸/۳۰ کیلوگرم بر مترمربع به صورت هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه کنترل(تعداد=۱۵) و تمرین ترکیبی(تعداد= ۱۵) تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل ۱۲ هفته تمرین ترکیبی استقامتی و قدرتی بود. نمونهگیری خونی قبل و بعد از ۱۲ هفته برای اندازهگیری آپلین، اینترلوکینـ۶، پروتئین واکنشیـ Cو شاخص مقاومت به انسولین انجام گرفت. دادههای جمعآوری شده با استفاده از آزمونهای تی وابسته و مستقل تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که برنامه تمرین ترکیبی موجب کاهش معنیدار نمایه توده بدنی(۰۰۲/۰=p)، درصد چربی (۰۰۱/۰=p)، شاخص مقاومت به انسولین(۰۱۹/۰=p)، شاخصهای التهابی اینترلوکینـ۶ (۰۰۱/۰=p)، پروتئین واکنشی ـC(۰۲۳/۰=p) و آپلین(۰۰۱/۰=p) و افزایش معنیدار حداکثر اکسیژن مصرفی(۰۰۲/۰=p) و یک تکرار بیشینه(۰۰۱/۰=p) نسبت به گروه کنترل شد.
نتیجهگیری: بهطورکلی، بهنظر میرسد ۱۲ هفته تمرین ترکیبی با کاهش وزن و توده چربی بدن بر بهبود مقاومت به انسولین، شاخصهای التهابی (اینترلوکین ـ۶ و پروتئین واکنشی ـ C) و کاهش سطوح آپلین تأثیرگذار باشد.