:: دوره 31، شماره 2 - ( 11-1404 ) ::
جلد 31 شماره 2 صفحات 0-0 برگشت به فهرست نسخه ها
تدوین چارچوب آسیب شناسی نظام سلامت کشور
علیرضا شکیبایی1 ، رحیم استوار2 ، مهراذ همراهی3 ، مسلم شریفی4
1- گروه مدیریت، واحد امارات، دانشگاه آزاد اسلامی، دبی، امارات متحده عربی
2- گروه مدیریت ، موسسه آموزش عالی زند، شیراز، ایران ، rahimostavar@yahoo.com
3- گروه مدیریت دولتی، واحد کازرون، دانشگاه آزاد اسلامی، کازرون، ایران
4- گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، دانشگاه علوم پزشکی ، یاسوج، ایران
چکیده:   (2583 مشاهده)
زمینه وهدف
نظام سلامت ایران با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده و درهم‌تنیده در سطوح ساختاری، مدیریتی، اقتصادی و اجتماعی مواجه است که کارایی، اثربخشی و عدالت در ارائه خدمات سلامت را تحت‌تأثیر قرار داده‌اند. بخش عمده‌ای از مطالعات پیشین، این مسائل را به‌صورت توصیفی و پراکنده بررسی کرده‌اند و کمتر به تبیین روابط علّی و ریشه‌ای آن‌ها پرداخته‌اند. هدف پژوهش حاضر، تدوین و تبیین یک مدل جامع، علّی و سلسله‌مراتبی برای آسیب‌شناسی نظام سلامت کشور با تأکید بر شناسایی ریشه‌های ناکارآمدی و ارائه چارچوبی تحلیلی برای مداخلات سیاستی است.
روش‌شناسی:
این پژوهش از نوع مطالعه آمیخته (کیفیکمی) و مبتنی بر رویکرد نظریه داده‌بنیاد گلیزر انجام شد. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ نفر از خبرگان حوزه نظام سلامت (شامل اساتید دانشگاه، مدیران ارشد وزارت بهداشت، رؤسای دانشگاه‌ها و مدیران مراکز بهداشتی و درمانی) با استفاده از نمونه‌گیری گلوله‌برفی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار ATLAS.ti انجام گرفت و پایایی کدگذاری‌ها با شاخص‌های هولستی، پی‌اسکات، کاپای کوهن و آلفای کرپیندروف تأیید شد.
در بخش کمی، به‌منظور تحلیل روابط علّی و سطح‌بندی عوامل استخراج‌شده، از تکنیک‌های DEMATEL و مدلسازی ساختاریتفسیری (ISM) استفاده شد. سپس، مدل نهایی با بهره‌گیری از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) و داده‌های حاصل از پرسشنامه محقق‌ساخته در نمونه‌ای ۳۸۴ نفری از مدیران و کارشناسان حوزه سلامت در سراسر کشور اعتبارسنجی گردید.
یافته‌ها:
نتایج نشان داد که از میان ۳۳۰ گویه اولیه، ۳۷ کد انتخابی استخراج و در قالب ۸ بُعد نظری سازمان‌دهی شدند. تحلیل DEMATEL نشان داد که عوامل مدیریتی و حکمرانی، عوامل اقتصادیسیاسی و عوامل آموزشی،پژوهشی و فناورانه بیشترین نقش علّی را در ناکارآمدی نظام سلامت دارند. همچنین، نتایج ISM، عوامل را در سه سطح ریشه‌ها، واسطه‌ها و پیامدها طبقه‌بندی کرد که بیانگر ماهیت غیرخطی و سیستمی آسیب‌هاست. یافته‌های SEM نیز برازش مناسب مدل را تأیید نمود.
نتیجه‌گیری:
پژوهش حاضر نشان می‌دهد که اصلاح نظام سلامت ایران مستلزم مداخلات مقطعی نیست، بلکه نیازمند اصلاحات ساختاری، تأمین مالی پایدار، تمرکززدایی مدیریتی و گذار از رویکرد درمان‌محور به پیشگیری‌محور است.مدل ارائه‌شده، چارچوبی کاربردی برای سیاست‌گذاران به‌منظور اولویت‌بندی مداخلات و ارتقای عملکرد نظام سلامت فراهم می‌آورد.
واژگان کلیدی:

نظام سلامت کشور؛ آسیب‌شناسی؛ مطالعه آمیخته؛ نظریه داده‌بنیاد؛ حکمرانی سلامت
 
واژه‌های کلیدی: نظام سلامت کشور، آسیب‌شناسی، مطالعه آمیخته، نظریه داده‌بنیاد، حکمرانی سلامت
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: مدیریت بهداشتی
دریافت: 1404/2/17 | پذیرش: 1404/11/14 | انتشار: 1405/3/2



XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 31، شماره 2 - ( 11-1404 ) برگشت به فهرست نسخه ها